سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
102
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
نقل كردهاند ، چنان كه در كتاب « الملل و النحل » شهرستانى ، و مقدّمه ابن خلدون و غير آنها از چيزهائى كه بعضى مردم در اين سالها نوشتهاند پر است از اين افتراءها » . « 1 » سرگشتگى وليد بن مغيره در وصف قرآن « گردهمايى وى با چند تن از سران قريش جهت تصميمگيرى بر عليه پيغمبر ، و هم صدا شدن آنان بر اينكه او ساحر است ، و آيهاى كه درباره آنها نازل شد » . خردمندانى كه از روشهاى سخنورى شناختى دارند ( در مورد نسبت دادن اين سورههائى كه در قرآن نيست ) چه قضاوت مىكنند ؟ ! آنها چگونه مىتوانند باور كنند كه اين گفتار بيهوده و گمراهكننده جزء مجموعه وحيى است كه خداوند بنام قرآن بر پيغمبرش نازل فرموده ، و به بندگان خدا گفته شده كه اگر مىتوانند با او معارضه كنند و مانند آن را بياورند . همان قرآنى كه عرب اصيل در وزن و ترتيب و شيوهء عالى آن مبهوت گشته و سخنوران نامىشان در ميدان فصاحت آن زبان بند گرديده و سرگردان ماندهاند . و زبان بلغاء آنان در مرحلهاى پائينتر از اوج بلاغت آن از سخن گفتن ناتوان گرديده ، و دانشمندان از پيمودن پلههاى نردبان معانى و يا غوّاصى در ژرفاى درياى بيكران حقايق آن زانوى عجز به زمين زدهاند ، چنان كه ، اين دشمن شناختهشده قرآن ،
--> ( 1 ) تفسير آلاء الرحمن 1 : 29 .